الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

146

منطق مقارن (فارسى)

اثبات مىكند و يا اينكه يكى از آنها را نفى مىكند . در ميان اقسام مختلف قياس استثنائى متصل قياسى كه در آن ، مقدم اثبات شود يا تالى نفى شود ، منتج خواهد بود . مثال " اگر زيد انسان باشد حيوان است لكن انسان است پس حيوان است ( اثبات مقدم ) و يا : ليكن حيوان نيست پس انسان هم نيست " ( نفى تالى و اما در صورتى كه تالى ، وضع يا مقدم ، نفى شود ، ديگر منتج نخواهد بود . زيرا چه‌بسا كه تالى ، اعم بوده باشد و بنابراين اثبات آن ، موجب اثبات مقدم اخص نمىشود . چنان كه نفى مقدم نيز موجب نفى تالى نمىشود زيرا چه‌بسا كه تالى ، اعم بوده باشد و در اين صورت نفى مقدم اخص ، نمىتواند موجب نفى آن شود . و در صورتى كه قضيه شرطيه موجود در قياس استثنائى ، منفصله حقيقيه باشد ، ( مراد از منفصله ، عناديه است ، همچنانكه مراد از متصله ، لزوميه است زيرا روشن است كه " اتفاقيه " ، منتج نخواهد بود ) . وضع هر كدام از مقدم يا تالى ، نفى ديگرى را اثبات مىكند . چنان كه نفى هر يك از آنها نيز ، موجب اثبات ديگرى مىشود . و علت آن نيز روشن است . مانند : اين عدد يا زوج است يا فرد . لكن زوج است پس فرد نيست " يا " لكن زوج نيست پس فرد است " يا " لكن فرد نيست پس زوج است " لكن فرد است پس زوج نيست . و اما در صورتى كه منفصله مانعه الجميع باشد ، وضع هريك از مقدم يا تالى ، موجب نفى ديگرى مىشود زيرا جمع آنها غير ممكن است . لكن نفى هر كدام از آنها موجب نفى يا وضع ديگرى نمىشود زيرا منفصله مزبور ، " مانعه الخلو " نيست . مانند - اين حيوان يا گاو است يا گوسفند لكن گاو است پس گوسفند نيست يا گوسفند است پس گاو نيست . و اما اگر منفصله مانعه الخلو باشد ، در اين صورت نفى هريك از آنها ، موجب وضع ديگرى است . زيرا خلو - نبودن - هر دو غير ممكن است . اما وضع هر يك ، مستلزم نفى يا وضع ديگرى نيست زيرا فرض اين است كه